- ۹۵/۱۱/۰۱
- ۱ نظر
#نامه_یازدهم
یا دافع البلایا
بد موقعی است برای نامه نوشتن و خواندن،احتمالا در حال دویدنید،با بیسیمی در دست و بغضی در گلو،اینکه چطور هنوز سرپایید برایم عجیب است..
نمیدانم لحظه فروریختن ساختمان چه حالی شدید،نمیدانم چند نفر از دوستانتان زیر آوار مانده اند،نمیدانم در دل خانواده تان چه غوغایی بر پاست،این نامه را کوتاه مینویسم؛
آقای یازدهم؛سلام!
من فکر میکنم شما یک آتش نشان باشید،اصلا به آتش نشان ها خیلی می آید که یار امام زمان "عج" باشند، بعضی ها فقط حرف میزنند اما آتش نشان ها حقیقتا جانشان را در دست گرفته اند و میدوند توی دل خطر،میدانند ممکن است برگشتی در کار نباشد اما میدوند..
شبیه ابراهیم خلیل بودن راحت نیست،ایمان میخواهد، توکل میخواهد،شجاعت میخواهد و عشق؛ و من فکر میکنم شما همه اش را خیلی خوب دارید..
بیشتر از این نمیخواهم وقتتان را بگیرم، فقط میخواستم بگویم همه ما خیلی برایتان دعا میکنیم،هم برای شما و همه همکارانتان که در تلاشید،هم برای سالم ماندن آنهایی که زیر آوار مانده اند،هم برای دل امام زمان "عج" که میدانم بسیار غصه دار است و اصلا بعید نیست که همان حوالی باشند که گفته اند " ما از احوال شما آگاهیم و چیزی از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست"، ما هنوز صاحب داریم،ما هنوز پدر داریم، هیچ وقت تنهایمان نمیگذارید، شما اینها را بهتر از من میدانید آقای شماره یازده!
خدا کند که به حق آیه " قُلْنَا یَا نَارُ کُونِی بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِیمَ " باقی عملیات هایتان با کمترین تلفات اجرا شود و گمشدگان سالم از آوار بیرون بیایند و مصدومین هر چه زودتر حالشان خوب شود،آمین!
با چشم هایی خیس و قلبی پریشان
نامه نویس
#سیصدوسیزده_نامه
- ۹۵/۱۱/۰۱